فریادستان

اي سبز من، قديس من، بيرق شوي بار دگر …

نوشته‌شده به دست faryadestan در نوامبر 2, 2009

این شعر زیبا با عنوان « کرکس طوطی نمی شود » سروده آقای حنظله کرمانشاهی است كه كه در قالب درد‌دلي با رنگ سبز، درباره عدم تعلق اين رنگ به يك عده خاص، سروده شده است.

رنگ سبز از ديرباز نشان تقدس و معنويت و ائمه اطهار(ع) بوده است اما در انتخابات اخير رياست‌جمهوري و ايام پس از آن به بازيچه عده‌اي خاص تبديل شد، بازيچه برخي از كساني كه نه تنها به مقدسات اعتقادي نداشتند، بلكه بارها به آنها توهين كرده بودند؛ افرادي مثل اعضاي گروهك تروريستي منافقين، گوگوش، اكبر گنجي (فحاش به امام زمان و ائمه)، سلطنت‌طلبهاي فحاش و …


گوگوش

مقصود آن نيست كه هركس رنگ سبز به همراه دارد يا بر دست خود بسته، منحرف يا خدايي نكرده بي‌ناموس است اما اين شعر اين نكته را متذكر مي‌شود كه اين رنگ نه تنها متعلق به گروهي كه اخيرا مدعي تصاحب آن بوده، نيست بلكه روزي اين رنگ از دست افراد لاابالي و جاسوس و برخي بي‌ناموس‌هايي كه هيچ اعتقادي به مقدسات ندارند، باز خواهد شد و به صاحبان اصيل خود باز خواهد گشت كه الحمدلله اين كار در حال انجام است …

دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها

رفتی به یغما ناگهان با خدعه سالوسها

ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین

با جلبک و گلسنگها با حمله ویروسها

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند

راهی ندارد این دغل در حلقه طاووسها

فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل

افتاده ای امروز اگر بر چهره جاسوسها

این رنگ احیا می شود، شیاد رسوا می شود

می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها

بنگر نقاب ننگ را، لبخند پر نیرنگ را

بر چهره شیادها بر روی اختاپوسها

این روزها آید به سر، بیرق شوی بار دگر

گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها

ای سبز من قدیس من، زیباترین تندیس من

وا می کنم روزی تو را از دست بی‌ناموسها

نوشته شده در جنبش سبز, سیاست, سبزها | برچسب‌ها: , , , | بیان دیدگاه »

وقتي‌حاميان موسوي از سخنان امام(ره) مي‌ترسند

نوشته‌شده به دست faryadestan در نوامبر 1, 2009

حاشیه های حضور صفار هرندی در دانشگاه خواجه نصیر:مجري برنامه قبل از حضور صفارهرندي در آمفي تئاتر دانشگاه، بياناتي از امام خميني (ره) را در خصوص استكبار جهاني قرائت كرد كه حاميان سبز در مقابل آن شعار «نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم » را سر دادند. اين افراد اعلام نكردند كه چرا بايد از سخنان امام خميني(ع) بترسند؟

به گزارش فارس محمد‌حسين صفار‌هرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي بعدازظهر امروز در نشست دانشجويي سالگرد 13 آبان در آمفي‌تئاتر دانشكده برق دانشگاه خواجه نصير‌الدين طوسي حضور پيدا كرد كه اين نشست حاشيه‌هايي را به همراه داشت:

* قبل از حضور صفار هرندي در آمفي تئاتر دانشگاه عده‌اي از حاميان ميرحسين موسوي كه در انتهاي آمفي‌ تئاتر تجمع كرده بودند با در دست داشتن پلاكارد‌ و نماد‌هاي سبز رنگ و با شعار مرگ بر ديكتاتور قصد داشتند از همان ابتدا جو نشست را ملتهب كنند.

* مجري برنامه قبل از حضور صفار هرندي در آمفي تئاتر دانشگاه، بياناتي از امام خميني (ره) را در خصوص استكبار جهاني قرائت كرد كه حاميان سبز در مقابل آن شعار «نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم » را سر دادند. اين افراد اعلام نكردند كه چرا بايد از سخنان امام خميني(ع) بترسند؟

* جمع زيادي از دانشجويان حاضر در جلسه نيز با در دست داشتن تصاويري از مقام معظم رهبري و امام خميني(ره) عليه حاميان موسوي شعار داده و از آنها دعوت مي‌كردند كه به جاي هياهو و رفتار دون شأن دانشگاه، به گفتگو و طرح سوال از صفارهرندي روي آورند.

* پس از ورود صفار هرندي به آمفي‌تئاتر دانشگاه و هنگامي كه سخنران نشست از وي دعوت كرد تا در محل سخنراني حضور پيدا كند حاميان موسوي با هو كشيدن‌هاي مداوم و شعارهاي » ننگ ما ننگ ما وزير ارشاد ما » سعي داشتند جو سالن را ناآرام كنند. صفار هرندي در پاسخ به آنان گفت: حق با شماست، وزير ارشاد شما اكنون در خارج از كشور است و تعداد همسراني كه اختيار كرده مايه شرم وي شده و اين وزير ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران خود به خارج از كشور پناه برده است.
دانشجويان حاضر در سالن در اين هنگام با دست زدن سخنان صفار هرندي را تاييد كردند.

* هنگامي كه صفار هرندي قصد داشت سخنان خود را آغاز كند حاميان موسوي با شعار » ياحسين ميرحسين » سعي داشتند اجازه ندهند تا صفار هرندي سخنراني خود را آغاز كند. و صفار هرندي در مقابل اين اقدام آنان اظهار داشت: انشاء‌الله خداوند به ميرحسين موسوي كمك كند تا وي از اين مخمصه خارج شود. وي افزود: اين يا حسيني كه شما سر مي‌دهيد هماني است كه عده‌اي در كربلا سر مي‌دادند تا صداي حسين‌بن‌علي (ع) به گوش كسي نرسد.

* حاميان ميرحسين موسوي سپس شعار » بسيجي واقعي همت بود و باكري را » سر دادند كه صفار هرندي در پاسخ آنها گفت: همين طور است شهداي واقعي همت، باكري و سردار شوشتري بوده‌اند.

* صفار هرندي در واكنش به شعار » نصر‌من‌الله و فتح‌ قريب مرگ بر اين دولت مردم فريب » حاميان موسوي خاطرنشان كرد: مشخص است كه چه كساني در زمان حكومت خود مردم فريبي مي‌كردند.
در اين حين حاميان موسوي با حمله به سمت تريبون محل برگزاري نشست كه با واكنش عده‌اي از دانشجويان همراه بود با آنان به درگيري فيزيكي پرداختند. پس از اين اقدام حاميان موسوي، سالن برگزاري نشست بسيار ملتهب شد و در مقابل اقدامات حاميان موسوي، دانشجويان شركت كننده در اين نشست شعار » مرگ بر منافق » را سردادند.

* اين عده از حاميان سبز كه تا اين لحظه نتوانسته بودند به اهداف خود برسند، در حركتي عجيب پشت به سالن و سخنران نشسته و شعارهايي را عليه صفارهرندي سر دادند كه اين اقدام آنان موجب خنده دانشجويان حاضر در سالن شد كه اين حركت حاميان موسوي را ناشي از درماندگي و عدم آمادگي براي شنيدن سخن مخالف مي‌دانستند.

* صفارهرندي در پاسخ به شعار اين گروه افراطي كه شعار «تا احمدي‌نژاده، هر روز همين بساطه » را سر مي‌دادند، خاطرنشان كرد: پس از نظر شما كه مثلا معني ديكتاتوري و دموكراسي را فهميده‌ايد، كساني كه 24 ميليون رأي آورده‌اند بايد حكومت را به كساني كه نيمي از اين رأي را آورده‌اند را بايد تحويل دهند؟

* حاميان موسوي كه تا پايان مراسم پشت به محل برگزاري نشست و سخنران جلسه كرده بودند شعار » بلند‌گو را خاموش كن » را سر مي‌دادند كه صفار هرندي به واكنش به اين شعار آنان گفت: شما حرف حساب را گوش كنيد و تا نوبت من است حرفي نزنيد و هر گاه نوبت به شما شد بنده گوش مي‌كنم.

* صفارهرندي در ادامه جلسه خطاب به حاميان موسوي گفت: شما كه دوستان خوبي براي خاتمي نبوديد و در دوران دولت اصلاحات از وي عبور كرديد و حالا هم به جايي خواهيد رسيد كه از موسوي نيز عبور خواهيد كرد و ما نگران مخالفت‌‌هاي شما نيستيم.

* حاميان ميرحسين موسوي كه كنترل عصبي خود را از دست داده بودند در اين هنگام شروع به فحاشي مستقيم به صفار هرندي كردند كه صفار هرندي در پاسخ اظهار داشت: بايد براي شما درس اخلاق گذاشت. شما بايد در كلاس اول دبستان بنشينيد تا برايتان مشخص شود كه عدد 24 بزرگتر است يا عدد 13!

* صفار هرندي در ادامه و در خصوص شعار «بسيجي واقعي، همت بود و باكري » حاميان موسوي تاكيد كرد: شما فقط حاميان بسيجياني هستيد كه به شهادت رسيده‌اند و اگر همت اكنون زنده بود معلوم نبود شما چه بلايي سر وي مي‌آورديد اما بايد توجه داشته باشيد همت همان كسي بود كه به عنوان اولين فرمانده در منطقه لبنان حاضر شد و به مبارزه با رژيم صهيونيستي پرداخت .

* صفار هرندي در پاسخ به شعار حاميان سبز مبني بر «روحاني واقعي منتظري و صانعي » نيز تصريح كرد: قابل توجه شما، منتظري همان كسي است كه از سوي امام خلع شد.

* در ادامه اين نشست، حاميان موسوي كه ديگر تاب سخنان صفارهرندي را نداشتند و ترجيح مي‌دادند به نحو ديگري جامعه مدني را تعريف كنند، كيسه‌هاي كفش و دمپايي را در ميان خود توزيع مي‌كردند كه صفارهرندي در اين خصوص گفت: اكنون من شنيده‌ام كه يك كيسه كفش و دمپايي در ميان شما پخش شده است اما بدانيد منتظر‌الزيدي با جسارت مثال‌زدني رودرو در مقابل بوش ايستاد و كفشش را به سوي وي پرت كرد. نه مثل شما كه پشت محل برگزاري نشست كرده‌ايد.

* سپس حاميان موسوي كانديداي شكست خورده انتخابات قصد داشتند اين كفش‌ها را به سمت صفارهرندي پرتاب كنند كه دانشجويان حاضر در نشست، مقابل تريبون محل برگزاري سخنراني حائل درست كرده و اجازه اين كار را را ندادند.

* مجري اين نشست در اين هنگام پشت تريبون آمده و خطاب به حاميان سبز گفت: لازم است كه شأن اين جلسه را حفظ كنيد و در پايان سخنراني آقاي صفار‌هرندي به شما نيز وقت داده مي‌شود تا به بيان ديدگاه‌هاي خود بپردازيد كه در مقابل حاميان سبز‌رنگ شعار » ارزشش و نداره » را سردادند و صفار هرندي در پاسخ اظهار داشت: بنده آنچه شرط بلاغ بود براي كساني كه گوش شنيدن داشتند گفتم.

* صفار هرندي در ادامه خطاب به حاميان موسوي خاطرنشان كرد: ما دروغگو‌ها را شناخته‌ايم آنها كساني هستند كه ترانه موسوي را كشته پنداشتند و بر سر قبرهاي خالي رفته‌اند و در مراسم‌هاي ترحيم خيالي شركت كرده‌اند.

* حاميان ميرحسين موسوي كه از جواب‌هاي صفار هرندي خشم‌گين شده بودم، مجددا به فحاشي روي آوردند كه صفار هرندي در پاسخ گفت: شما همان كساني هستيد كه پس از مشخص شدن دروغ بودن 72 تن كشته خيالي، با نهايت شرمساري اسامي آنان را كه در سايت‌هاي خون درج كرده بوديد از روي سايتتان حذف كرديد.

* صفار هرندي در پاسخ به همهمه‌هاي حاميان موسوي نيز گفت: اين همان صدايي است كه در كربلا هم شنيده شد و من اميدوارم كه شما براي امثال كروبي و ميرحسين موسوي بيش از اين دردسرهاي كه خلق كرده‌ايد را ادامه ندهيد.

 

 

نظرات کاربران:

نوشته شده در جنبش سبز, سیاست, سبزها | برچسب‌ها: , , , , , , | بیان دیدگاه »

بده بستان جلبک ها با صهیونیست ها

نوشته‌شده به دست faryadestan در اکتبر 24, 2009

7516_1263760276049_1290992122_30779143_3875475_n

7516_1263761156071_1290992122_30779144_8231044_n

7516_1263763276124_1290992122_30779155_7829661_n

7516_1263763316125_1290992122_30779156_3662389_n7516_1263760156046_1290992122_30779140_5569179_n7516_1263763356126_1290992122_30779157_2791057_n

نوشته شده در جنبش سبز, سیاست, سبزها | برچسب‌ها: , , , , | ۱ دیدگاه »

مردم با شعار مرگ بر منافق كروبي را از نمايشگاه بيرون كردند

نوشته‌شده به دست faryadestan در اکتبر 23, 2009

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس در حاشيه شانزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاري‌ها مهدي كروبي كانديداي شكست خورده در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم با حضور در نمايشگاه مطبوعات جو آرام اين نمايشگاه را براي دقايقي به هم ريخت. كروبي اخيرا با ادعاهاي كذب اتهام هايي را عليه نظام مطرح كرده بود.
بنابراين گزارش در بين طرفداران كروبي كه از ابتداي ورود وي را همراهي مي كردند، در دست برخي از اين افراد چوب ديده مي شد كه گاهي با آن به سمت برخي مردم و طرفداران انقلاب حمله ور مي شدند.
* كروبي در دقايق ابتدايي حضور خود در نمايشگاه مطبوعات با خيل مردمي روبه رو شد كه از او با شعارهاي مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولايت فقيه استقبال مي‌كردند.
* حجم شعار‌ها بر عليه كانديداي شكست خورده دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به حدي بود كه وي مجبور شد از همان ابتداي نمايشگاه راه خود را كج كرده و به دنبال درب خروج باشد. اما در اين بين نيز با شعارهاي «مرگ بر دروغگو» و «مرگ بر منافق» حاضرين در نمايشگاه روبه رو شد.
عده‌اي از هواداران اندك وي در نمايشگاه نيز در اين بين با شعار درود بر كروبي و شعارهايي عليه نظام و انقلاب به دنبال درگيري و به اغتشاش كشاندن جو نمايشگاه بودند كه موفق به اين كار نشدند.
* در نهايت مهدي كروبي در ميان شعار‌هاي فراوان حاضر در نمايشگاه كه عليه وي سر داده مي‌شد از همان دري كه وارد نمايشگاه شده بود خارج شد.
* يكي از محافظان مهدي كروبي براي متفرق كردن انبوه جمعيت معترض به صورت هوايي اقدام به تيراندازي نمود. اين امر در بين محافظان شخصيت‌هاي كشوري اقدامي شايسته محسوب نمي شود.
* مهدي كروبي بعد از حضور چند دقيقه اي در نمايشگاه از طبقه دوم مصلي خارج شد. كروبي در پي هجوم برخي افراد به سمت وي و پرتاب لنگه كفش به طرف او مجبور شد بدون عمامه مصلي را ترك كند.
* به هنگام ورود كروبي به نمايشگاه جمعي به صورت سازماندهي شده در اطراف وي حضور پيدا كرده و با شعارهاي هماهنگ سعي داشتند جو نمايشگاه را به نفع اين كانديداي شكست خورده انتخابات اخير رقم بزنند؛ اما وي چند قدم در نمايشگاه پيش نرفته بود كه جمعيت حاضر در نمايشگاه در اطراف كروبي حلقه زده و شعارهاي «مرگ بر منافق «، «مرگ بر ضد ولايت فقيه «، «كروبي دروغگو، پول جزايري كو «، «مرگ بر ديكتاتور «، «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند » و «مرگ بر دروغگو » سر دادند تا وي متوجه شود كه جو نمايشگاه به هيچ وجه مطلوب وي و همفكرانش نيست.
كروبي پس از مواجه شدن با شعارهاي مذكور كه از سوي عده زيادي از حاضران در نمايشگاه سر داده مي‌شد، مجبور شد عطاي حضور در نمايشگاه را به لقاي حفظ تتمه آبرو، بخشيده و راه را براي خروج از نمايشگاه كج كند.
اما اين پايان ماجرا نبود و جمعيت حاضر در نمايشگاه قصد داشتند به جهت اقدامات 4 ماه اخير كروبي كه موجب خدشه وارد شدن به اعتبار نظام جمهوري اسلامي و وارد شدن آسيب‌هاي فراوان به هم‌ميهنانشان شده بود، وي را با شعارهاي خود تا درب خروجي نمايشگاه مشايعت كنند.
پس از كج كردن راه از سوي كروبي، جمعيت حاضر مجددا با شعارهاي «دروغگو برو گم شو «، «مزدور برو گم شو » و «مرگ بر منافق » وي را همراهي مي‌كردند .
در اين بين نهضت لنگه كفش نيز به راه افتاد و جمعيت خشمگين حاضر با پرتاب كردن لنگه كفش‌هاي پي‌در‌پي به سبك «منتظرالزيدي » به سوي كروبي، اقدامات اخير وي كه موجب صدمه ديدن و كشته شدن جمعي از جوانان كشور شده بود را پاسخ مي‌گفتند.
اعتراضات مردم خشگين در نمايشگاه و اين لنگه‌كفش‌هاي پي‌درپي و جاخالي‌دادن‌هاي كروبي در نهايت منجر به افتادن عمامه از سر كروبي شد و وي را مجبور كرد كه نيمي از وقت حاضر در ميان جمعيت معترض را بدون عمامه سپري كند.
محافظان كروبي كه به دنبال جايي براي اسكان آرام كروبي و حضور مجدد وي در سالن نمايشگاه بودند، به دليل حضور خيل جمعيت معترض با شكاندن پارتيشن‌هاي برخي غرفه‌ها به دنبال محلي براي حضور كروبي بودند كه اين امر نيز موجب نشد كه مردم از بيرون كردن وي از نمايشگاه منصرف شوند.
گروه ساماندهي شده نيز پس از روبرو شدن با جمع زيادي كه عليه كروبي شعار مي‌دادند، غائله را ترك گفته و صحنه را به سود معترضان به كروبي و موسوي ترك كردند.
از جمله نكات جالب در اين غائله، استفاده مكرر برخي محافظان كروبي از شوك‌هاي الكتريكي عليه معترضان بود .برخي محافظان كروبي علنا مردم را به برخورد تهديد مي‌كردند.
اما يكي از اتفاقاتي كه به ندرت در حضور شخصيت‌هاي سياسي كشور در مجامع عمومي به چشم مي‌خورد، استفاده از سلاح‌هاي گرم است كه حضور كروبي در نمايشگاه موجب شد اين اتفاق نيز رخ دهد.
اما اين شليك هوايي نيز موجب پراكنده شدن جمعيت معترضان به كروبي نشد تا اينكه كروبي در نهايت با سوار شدن به خودروي خود نمايشگاه را ترك كرد و آرامش به نمايشگاه برگردانده شد.
پس از خروج كروبي از نمايشگاه، جمعيت معترض با شعارهاي «الله اكبر » و «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند » و … به داخل نمايشگاه آمدند.
اين جمعيت پس از ورود مجدد به نمايشگاه با شعارهاي «الله اكبر «، «مرگ بر منافق » و «مرگ بر ضد ولايت فقيه «، «بسيجي واقعي نورعلي شوشتري»، در نمايشگاه دور چرخيده و با ذكر صلوات به روح مطهر شهدا و بخصوص شهداي اخير حادثه تروريستي «پيشين » به تجمع خود پايان به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس در حاشيه شانزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاري‌ها مهدي كروبي كانديداي شكست خورده در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم با حضور در نمايشگاه مطبوعات جو آرام اين نمايشگاه را براي دقايقي به هم ريخت. كروبي اخيرا با ادعاهاي كذب اتهام هايي را عليه نظام مطرح كرده بود.

حاشیه های حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات

بنابراين گزارش در بين طرفداران كروبي كه از ابتداي ورود وي را همراهي مي كردند، در دست برخي از اين افراد چوب ديده مي شد كه گاهي با آن به سمت برخي مردم و طرفداران انقلاب حمله ور مي شدند. 5360
* كروبي در دقايق ابتدايي حضور خود در نمايشگاه مطبوعات با خيل مردمي روبه رو شد كه از او با شعارهاي مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولايت فقيه استقبال مي‌كردند.
* حجم شعار‌ها بر عليه كانديداي شكست خورده دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به حدي بود كه وي مجبور شد از همان ابتداي نمايشگاه راه خود را كج كرده و به دنبال درب خروج باشد. اما در اين بين نيز با شعارهاي «مرگ بر دروغگو» و «مرگ بر منافق» حاضرين در نمايشگاه روبه رو شد.
عده‌اي از هواداران اندك وي در نمايشگاه نيز در اين بين با شعار درود بر كروبي و شعارهايي عليه نظام و انقلاب به دنبال درگيري و به اغتشاش كشاندن جو نمايشگاه بودند كه موفق به اين كار نشدند.
* در نهايت مهدي كروبي در ميان شعار‌هاي فراوان حاضر در نمايشگاه كه عليه وي سر داده مي‌شد از همان دري كه وارد نمايشگاه شده بود خارج شد.
* يكي از محافظان مهدي كروبي براي متفرق كردن انبوه جمعيت معترض به صورت هوايي اقدام به تيراندازي نمود. اين امر در بين محافظان شخصيت‌هاي كشوري اقدامي شايسته محسوب نمي شود.
* مهدي كروبي بعد از حضور چند دقيقه اي در نمايشگاه از طبقه دوم مصلي خارج شد. كروبي در پي هجوم برخي افراد به سمت وي و پرتاب لنگه كفش به طرف او مجبور شد بدون عمامه مصلي را ترك كند.
* به هنگام ورود كروبي به نمايشگاه جمعي به صورت سازماندهي شده در اطراف وي حضور پيدا كرده و با شعارهاي هماهنگ سعي داشتند جو نمايشگاه را به نفع اين كانديداي شكست خورده انتخابات اخير رقم بزنند؛ اما وي چند قدم در نمايشگاه پيش نرفته بود كه جمعيت حاضر در نمايشگاه در اطراف كروبي حلقه زده و شعارهاي «مرگ بر منافق «، «مرگ بر ضد ولايت فقيه «، «كروبي دروغگو، پول جزايري كو «، «مرگ بر ديكتاتور «، «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند » و «مرگ بر دروغگو » سر دادند تا وي متوجه شود كه جو نمايشگاه به هيچ وجه مطلوب وي و همفكرانش نيست. A0759053
كروبي پس از مواجه شدن با شعارهاي مذكور كه از سوي عده زيادي از حاضران در نمايشگاه سر داده مي‌شد، مجبور شد عطاي حضور در نمايشگاه را به لقاي حفظ تتمه آبرو، بخشيده و راه را براي خروج از نمايشگاه كج كند.
اما اين پايان ماجرا نبود و جمعيت حاضر در نمايشگاه قصد داشتند به جهت اقدامات 4 ماه اخير كروبي كه موجب خدشه وارد شدن به اعتبار نظام جمهوري اسلامي و وارد شدن آسيب‌هاي فراوان به هم‌ميهنانشان شده بود، وي را با شعارهاي خود تا درب خروجي نمايشگاه مشايعت كنند.
پس از كج كردن راه از سوي كروبي، جمعيت حاضر مجددا با شعارهاي «دروغگو برو گم شو «، «مزدور برو گم شو » و «مرگ بر منافق » وي را همراهي مي‌كردند .
در اين بين نهضت لنگه كفش نيز به راه افتاد و جمعيت خشمگين حاضر با پرتاب كردن لنگه كفش‌هاي پي‌در‌پي به سبك «منتظرالزيدي » به سوي كروبي، اقدامات اخير وي كه موجب صدمه ديدن و كشته شدن جمعي از جوانان كشور شده بود را پاسخ مي‌گفتند.
اعتراضات مردم خشگين در نمايشگاه و اين لنگه‌كفش‌هاي پي‌درپي و جاخالي‌دادن‌هاي كروبي در نهايت منجر به افتادن عمامه از سر كروبي شد و وي را مجبور كرد كه نيمي از وقت حاضر در ميان جمعيت معترض را بدون عمامه سپري كند.
محافظان كروبي كه به دنبال جايي براي اسكان آرام كروبي و حضور مجدد وي در سالن نمايشگاه بودند، به دليل حضور خيل جمعيت معترض با شكاندن پارتيشن‌هاي برخي غرفه‌ها به دنبال محلي براي حضور كروبي بودند كه اين امر نيز موجب نشد كه مردم از بيرون كردن وي از نمايشگاه منصرف شوند.
گروه ساماندهي شده نيز پس از روبرو شدن با جمع زيادي كه عليه كروبي شعار مي‌دادند، غائله را ترك گفته و صحنه را به سود معترضان به كروبي و موسوي ترك كردند.
از جمله نكات جالب در اين غائله، استفاده مكرر برخي محافظان كروبي از شوك‌هاي الكتريكي عليه معترضان بود .برخي محافظان كروبي علنا مردم را به برخورد تهديد مي‌كردند.
اما يكي از اتفاقاتي كه به ندرت در حضور شخصيت‌هاي سياسي كشور در مجامع عمومي به چشم مي‌خورد، استفاده از سلاح‌هاي گرم است كه حضور كروبي در نمايشگاه موجب شد اين اتفاق نيز رخ دهد.
اما اين شليك هوايي نيز موجب پراكنده شدن جمعيت معترضان به كروبي نشد تا اينكه كروبي در نهايت با سوار شدن به خودروي خود نمايشگاه را ترك كرد و آرامش به نمايشگاه برگردانده شد.
پس از خروج كروبي از نمايشگاه، جمعيت معترض با شعارهاي «الله اكبر » و «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند » و … به داخل نمايشگاه آمدند.
اين جمعيت پس از ورود مجدد به نمايشگاه با شعارهاي «الله اكبر «، «مرگ بر منافق » و «مرگ بر ضد ولايت فقيه «، «بسيجي واقعي نورعلي شوشتري»، در نمايشگاه دور چرخيده و با ذكر صلوات به روح مطهر شهدا و بخصوص شهداي اخير حادثه تروريستي «پيشين » به تجمع خود پايان دادند

نوشته شده در سیاست, سبزها | برچسب‌ها: , , , , , | ۱ دیدگاه »

گوشه ای از اقدامات سبزها در دانشگاه شیراز

نوشته‌شده به دست faryadestan در اکتبر 21, 2009

تریبون:تصاویر به قدرکافی گویا هستند. این‌ها بخشی از اغتشاشاتی است که توسط مدعیان صیانت از قانون اساسی و جمهوریت در دانشگاه شیراز انجام گرفته است. کتاب‌سوزی، به آتش کشیدن دانشگاه، فرش‌ها و موکت‌های مسجد و … از جمله عملکرد این جریان در روزهای اغتشاش بوده است.

انتقال فرش‌های مسجد دانشگاه شیراز پیش از آتش زدن

آتش زدن کپسول‌های گاز در دانشگاه شیراز

یازده میلیون تومان کتاب توسط اغتشاشگران به آتش کشیده شد

تصاویر فوق بخشی از اغتشاشاتی است که توسط مدعیان صیانت از قانون اساسی و جمهوریت در دانشگاه شیرازصورت گرفته است. کتاب‌سوزی، به آتش کشیدن محوطه دانشگاه، فرش‌ها و موکت‌های مسجد و … از جمله عملکرد این جریان در روزهای اغتشاش بوده است.

نوشته شده در جنبش سبز | برچسب‌ها: , , , , | بیان دیدگاه »

همه مردم ایران سبزهستن

نوشته‌شده به دست faryadestan در اکتبر 17, 2009

نوشته شده در سبزها, طنز | برچسب‌ها: , | بیان دیدگاه »

ویروس دیکتاتوری

نوشته‌شده به دست faryadestan در اکتبر 17, 2009

نوشته شده در طنز | برچسب‌ها: , , , , , | بیان دیدگاه »

چهار تامل انعکاسی در باب فتنه

نوشته‌شده به دست faryadestan در اکتبر 17, 2009

چهار تأمل «انعکاسی»* در باب فتنه

سال 1388 هجری شمسی… نه! سال 36 هجری قمری است! در آستانه‌ی جنگ جمل. عده‌ای از صحابه و یاران قدیمی که به قدرت نرسیده‌اند، «پیراهن عثمان» را عَلَم کرده‌اند برای انتقام‌جویی. ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه- نمی‌خواهد وارد جنگ بین «دو گروه از مسلمین» شود و می‌گوید «باید از آن کناره گرفت»! امیر مومنان -علیه‌السلام- در نامه‌ای به او، شرایط زمانه و مختصات فتنه را تبیین می‌کند:

…مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى اَلَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا اَلدَّاهِيَةُ اَلْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ اِمْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لاَ فِي نَجَاةٍ.(نهج البلاغه / نامه 63)

…حوادث جاری کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر می‏کنی، بلکه حادثهی بسیار بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختی‏های آن را هموار کرد، و پیمودن راه‏های سخت و کوهستانی آن را آسان نمود، پس فکرت را بهکار گیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهره‏ات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره گیر، بیآنکه مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی…

یک – وجود

قدیم ها هم عده ای تحلیل ها و هشدارهای بصیرتمند را توهم توطئه می دانستند!

…اِنَّ الْفِتَنَ اِذا اَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَ اِذا اَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ. يُنْكَرْنَ مُقْبِلات، وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرات. يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّياحِ، يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً… (نهج البلاغه / خطبه 93)

…فتنه ها آنگاه كه روی آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت كنند حقيقت چنان كه هست، نشان داده می شود، فتنه ها چون می آيند شناخته نمی شوند، و چون می گذرند، مورد شناسايی قرار می گيرند، فتنه ها چون گردبادها می چرخند، از همه جا عبور می كنند، در بعضی از شهرها حادثه می آفرينند و از برخی شهرها می گذرند…

انعکاس یک

بعضی هنوز هم عمق فتنه‌ای که اتفاق افتاد را متوجه نشده‌اند و آن را موضوعی پیش پا افتاده می‌دانند که خیلی راحت‌تر از این‌ها می‌توانست حل شود! شاید اگر با مدیریت و تدبیر بی‌نظیر رهبر انقلاب، کمر این فتنه‌ی عظیم نمی‌شکست، امروز نیاز به توضیحی در این باب نبود و همه آن را قبول داشتند! و قاعدتاً ما هم در این نوشته از «جمهوری اسلامی» با فعل ماضی بعید یاد می کردیم!

به نظر می‌رسد همین سرگردانی «خواص» در تشخیص مختصات این فتنه، بهترین دلیل است برای عمق و پیچیدگی آن. آفتاب آمد دلیل آفتاب! اجرای موبه‌موی دستورالعمل‌های مشخص انقلاب رنگی چیزی نیست که بتوان آن را اتفاقی دانست. آن‌چه بعد از انتخابات 22 خرداد رخ داد، مطابق همان سناریوی وارداتی و کاملاً قابل پیش‌بینی‌ بود. چنان‌که چند روز قبل از انتخابات در نامه‌ای سرگشاده به مهندس موسوی، پس از برشمردن شواهد و قرائن اجرای این پروژه‌ی آمریکایی در کشورمان، وقایع پس از انتخابات را پیش‌بینی کرده بودیم: «…مطالعه‌ی پروژه‌ی آمریکایی انقلاب مخملی در گرجستان و اوکراین، حاکی از تطابق نشانه‌های فوق‌الذکر با روند این انقلاب‌ها دارد. و حتی صحبت‌هایی از رابطه‌ی برخی طراحان این برنامه‌ها در کشور، با بنیاد آمریکایی سوروس -که مجری انقلاب‌های مخملی در جهان است- وجود دارد… جناب آقای مهندس موسوی! می‌توان حدس زد که این فرایند چه هدفی را دنبال می‌کند و به کجا می‌انجامد. جریانی سعی دارد در صورتی که مردم ایران کسی جز جنابعالی را برای خدمت در مسند ریاست‌جمهوری دهم انتخاب نمایند، کشور را دچار آشوب و ناامنی کرده، و اهداف مخالفان نظام را تحقق بخشد… از شما که بارها پیروی خود از خط امام را اعلام نموده‌اید، انتظار می‌رود با محکوم کردن اقدامات آشوب‌طلبانه این جریان، و نفی قاطعانه‌ی القائات دشمن پیرامون عدم سلامت انتخابات، نگرانی موجود در بین ملت ایران را به طور کلی رفع نمایید. هرچند همه می‌دانند که نظام اسلامی امروز بسیار مستحکم‌تر از آن است که این قبیل اقدامات بتواند خللی در آن ایجاد کند» (نامه ی سرگشاده ی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر – 19 خرداد 88).

دو – ماهیت

منشأ فتنه کجاست؟ و چه سیری را می پیماید؟

اِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحْكامٌ تُبْتَدَعُ (نهج البلاغه / خطبه 50)

همواره آغاز پديد آمدن فتنه ها، پیروی از هوای نفس، و بدعت گذاری در احكام است.

…تَبْدَأُ فى مَدارِجَ خَفِيَّة، وَ تَؤُولُ اِلى فَظاعَة جَلِيَّة. شِبابُها كَشِبابِ الْغُلامِ، وَ آثارُها كَآثارِ السَّلامِ (نهج البلاغه / خطبه 151)

… [فتنه] به رهگذرهای ناپيدا درآيد، و به زشتی و رسوايی انجامد، آغازش چون دوران جوانی خوش و دلربا، و آثارش چون آثار باقيمانده بر سنگ خارا زشت و ديرپاست.

انعکاس دو

نامزد شکست خورده ی انتخابات در همان شب روز رأی گیری و قبل از آن که صندوق ها برای شمارش آرا باز شده باشند، خبرنگاران را دعوت، و -با کمال شگفتی- اعلام پیروزی قطعی در انتخابات می کند! روز بعد که آراء صندوق ها شمارش و اعلام می شوند، آشوب ها در تهران شروع می شود. اعلام ریز آراء صندوق ها -برای اولین بار در تاریخ انتخابات های کشور- فرصتی بی بدیل را فراهم می سازد برای شناسایی و رسیدگی به کوچک ترین ادعاهای تخلف. اما راه اعتراض قانونی را به صرفه نمی بینند! کلی گویی را پیش می گیرند که تنها چاره است برای مشخص نشدن واقعیت! حتی هنوز که چندماه از انتخابات گذشته، از شواهد دقیق و قابل بررسی ادعاهای تقلب و لیستی از این صندوق های مورد اعتراض خبری نیست. قبول نکردن شکست توسط کسی، انتقام از نظام به خاطر احساس بی آبرو شدن -درست یا غلط- توسط کسی، و… هواهای نفسانی است که قطعاً عاملی اساسی در این حوادث بوده است. اما این ها همه -دانسته یا ندانسته- قطعات پازل کسی دیگر بودند. «هوای بزرگ» را باید جای دیگری جستجو کرد؛ نزد «شیطان بزرگ»، که دشمنی اش با جمهوری اسلامی -این ثمره ی همه مجاهدت های انبیا و اولیا در طول تاریخ- امری است روشن و غیرقابل تردید. ریشه ی طراحی این سناریوی پیچیده را نیز باید در ظهور جمهوری اسلامی به عنوان قطب جدید قدرت در تعاملات جهانی جستجو کرد. ایران -این جوان سرکش در برابر حاکمان خودخوانده ی جهان- باید جوری متوقف می شد، چون علیرغم تمام فشارها و تحریم ها، در زورآزمایی پرونده ی هسته ای در برابر تمام قدرتمندان جهان، بدون عقب نشینی پیروز شده بود. زمین بازی اش دیگر نه خیابان های تهران، که عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و آمریکای لاتین، و حتی خود آمریکا (مثلاً: دانشگاه کلمبیا) بود! تهدیدات جدی نظامی در سال 87 تسلیم اش نکرده بود. حتی اراده اش در جنگ غزه (دی ماه 87) بر اراده ی تمام «دنیا» چربیده بود؛ نبردی که –بعد از شکست سنگین در جنگ با حزب الله لبنان- در واقع دومین جنگ جهان غرب (و حکّام خائن عربی تابع شان) در این چند سال اخیر بود با شاخه ای از درخت انقلاب، پس از ناامیدی شان از امکان پیروزی در جنگ نظامی با تنه ی اصلی این درخت تنومند. همه ی این ها را اضافه کنید به پیشرفت های چشمگیر ایران در حوزه های مختلف، و نیز اقبال پیوسته ی ملت ایران در انتخابات های اخیر به جریاناتی که به آرمان های انقلاب اسلامی نزدیک تر و به دشمنی با مستکبران مصرترند. راهی دیگر برای مقابله با ایران باید تجربه می شد… موسسه ی تحقیقات استراتژیک دموکرات های آمریکا در گزارش خود پس از بررسی تفصیلی و دقیق تمام راه های ممکن، به سوال «Which Path to Persia?»، این طور جواب داد : «انقلاب مخملی»!

سه – فایده

… آمده اند پیش رسول خدا :

…وَمِنْهُمْ مَنْ یقُولُ ائْذَنْ لِی وَلَا تَفْتِنِّی (سوره توبه / آیه 49)

بعضی از آنها میگویند: «به من اجازه بده به جنگ نیایم ، و مرا با بردن در صحنه جهاد به فتنه مینداز!».

این حرف منافقان است! اما عالم را سنتی دیگر است:

أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ  وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ (سوره عنکبوت / آیات 2و3)

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها میشوند و در فتنه (آزمایش) نخواهند شد؟!  ما کسانی را که پیش از آنان بودند را مورد «فتنه» (آزمایش) قرار دادیم (و اینها را نیز امتحان میکنیم)؛ باید علم خدا درباره کسانی که راست میگویند و کسانی که دروغ میگویند تحقق یابد!

انعکاس سه

علمای لغت نوشته اند: «در اصل، فتنه به معني گداختن زر در بوته است براي به دست آوردن عيار آن». هر ماده را در آتش «فتنه»، آستانه ی تحملی است -چنان که هر انسان را-. طلای ناخالص را در آتش می برند تا ناخالصی هایش -که تاب کمتری دارند در مقابل حرارت- ذوب شوند و فلز، کوچک تر ولی خالص تر گردد. انقلاب اسلامی، طلای ناخالص زمانه است که این روند خالص سازی را در این 30 سال با سرعتی باورنکردنی طی کرده است. این صحنه های گوناگون و پشت سر هم فتنه، که مرحله به مرحله مقداری از ناخالصی های «چسبیده تر» به طلای انقلاب را از آن جدا کرد، گویی دوره ی فشرده ی روندی بوده به طول قرن ها. هر بار امتحانی پیچیده تر، آمیخته تر شدن باطل به حق، سخت تر شدن تشخیص ظاهر و باطن دین، سقوط عده ای از خواص، و بالا رفتن عیار طلای انقلاب. کمربندها را محکم ببندیم که این روند همچنان ادامه خواهد داشت. «با علی در بدر بودن شرط نیست، ای مسلمان نهروان در پیش رو ست»… جدا شدن عده ای از انقلاب، اقتضای فتنه است، و فتنه خود اقتضای گلچین شدن مردان ناب –بدون ناخالصی-، برای آن اتفاق بزرگ آخرالزمان که تمام هویت انقلاب اسلامی زمینه سازی برای آن است. فتنه را این طور هم باید دید؛ «او» منتظر بالا رفتن عیار ماست…

چهار – وظیفه

جبهه را باید شناخت، که شناختن اتفاقی که در فتنه می افتد، لازمه ی تعریف صحیح مبارزه ی مقتضی است؛

…فَتَزيغُ قُلُوبٌ بَعْدَ اسْتِقامَة، وَ تَضِلُّ رِجالٌ بَعْدَ سَلامَة، وَ تَخْتَلِفُ الاَْهْواءُ عِنْدَ هُجُومِها، وَ تَلْتَبِسُ الاْراءُ عِنْدَ نُجُومِها… (نهج البلاغه / خطبه 151)

…[در فتنه] قلب هايی پس از استواری می لغزند، و مردانی پس از درستی و سلامت، گمراه می گردند، و افكار و انديشه ها به هنگام هجوم اين فتنه ها پراكنده، و عقايد پس از آشكار شدن شان به شك و ترديد دچار می گردد…

انعکاس چهار

اعلام جنگ -مطابق قانون اساسی- از وظایف ولی فقیه و فرمانده کل قوا است. و بودن کشور در شرایط جنگی –جنگ نرم- اعلام شده است. دنبال صدای توپ و تانک نباشیم که جنگ نرم را مختصاتی دیگر است. باید همین سکوت را شنید و سرزمین های تسخیر شده توسط دشمن را آزاد کرد. کدام سرزمین؟ قلب ها و ذهن های جمعی از مردم. هر جا یقینی به شک تبدیل شده، هر جا محبتی به بغض، هر جا امیدی به یأس،…

این ویژه نامه ی نشریه ی انعکاس، به مثابه ی عملیاتی است در صحنه ی این جنگ نرم که برای آزادسازی بخشی از سرزمین اذهان و قلوبی که به تسخیر رسانه های دشمن درآمده، طراحی شده است؛ با تأسی از بزرگ بسیجی عرصه ی روشنگری و دفاع از ولایت –عمّار یاسر-، و با رمز عملیات «یا حق»!

——————————————-

* : این مقاله، در ویژه نامه ی حوادث پس از انتخابات نشریه ی «انعکاس» بسیج دانشجویی امیرکبیر به عنوان سرمقاله منتشر شده است.

نوشته شده در سیاست, سبزها | برچسب‌ها: , , , , , , , | بیان دیدگاه »

عكس ها فرياد مي زنند سبزي اين فتنه از چمن كاخ سفيد است

نوشته‌شده به دست faryadestan در اکتبر 14, 2009

کیهان:

سكانس آخر: «راديو فردا» گزارش داده است كه «دالايي لاما»، رهبر معنوي! و در تبعيد بودائيان تبت كه سال 1986 برنده «جايزه صلح نوبل» شد، با «جنبش سبز ايران» ابراز همبستگي كرد. وي هفته گذشته در حاشيه «كنفرانس صلح كانادا» به درخواست يك مانكن ايراني مقيم آمريكا به نام «نازنين افشين جم» يك «تراكت سبز» در دست گرفت كه روي آن نوشته شده بود: «آزادي براي ايران». عكس «دالايي لاما» و «افشين جم» به سرعت در رسانه هاي موسوم به «اصلاح طلب» منتشر شد؛ چنانكه آن را نشانه انعكاس صداي حاميان سبز اصلاحات در جهان دانستند. آيا اين حاميان «جنبش سبز» به راستي شخصيت هايي «معنوي» و «صلح طلب» هستند؟!
فلاش بك اول: «دالايي لاما» كيست؟ او كه نام اصلي اش «تنزين گياتسو» است، در سال 1937 به عنوان كسي كه روح بودا در او حلول كرده، معرفي شد! از همان سن و بر پايه خرافات رايج بوديسم، بر تخت سلطنت موروثي تبتي ها تكيه زد و در پانزده سالگي هم به عنوان رهبر تشريفاتي دولت تبت برگزيده شد. «دالايي لاما» در بيست و چهار سالگي، به تحريك غرب و براي تثبيت حكومت خودمختارش، تبتي ها را به شورش عليه حكمراني چيني ها فراخواند، اما در حالي كه هزاران تبتي در نبرد با سربازان چيني جان مي دادند، از ترس جانش، به هند گريخت و از دولت دهلي، تقاضاي پناهندگي سياسي كرد. در سال هاي 1380 تا 1386، چهار ديدار محرمانه «دالايي لاما» با رئيس جمهور آمريكا در كاخ سفيد فاش شده است؛ سلسله ملاقات هايي كه براي پيشبرد كودتاهاي مخملي در جهان انجام مي گشت كه نمونه آن، كودتاي نافرجام در برمه (موسوم به انقلاب زعفراني) است. «دالايي لاما» در پاييز 1386، از دست جرج دبليو بوش، بالاترين نشان ايالات متحده را دريافت كرد. در مراسم اهداء اين نشان عالي، رئيس جمهور جنگ طلب آمريكا وي را «نماد جهاني صلح و بردباري» خواند، اما بوديست هاي واقعي او را «گزينه معنوي سازمان جاسوسي سيا در انقلاب هاي مخملي» مي دانند. در ايران، براي نخستين بار در 6 تيرماه 1385، روزنامه «اعتماد ملي» (ارگان رسانه اي مهدي كروبي) با هدف تبليغ «معنويت سكولار» و «عرفان هاي آمريكايي» گفتگوي تبليغاتي مفصلي را از «دالايي لاما» منتشر كرد. روزنامه «كيهان» در 2 بهمن 1386 با انتشار عكس ها و اسنادي فاش كرد كه لاما با «كارل گرشمن»، رئيس «بنياد اعانه ملي براي دموكراسي» و از رهبران «سازمان جاسوسي سيا»، نشست هاي منظمي را براي پيشبرد كودتاهاي مخملي برگزار مي كند و «رامين جهانبگلو» نيز نقش يك «منبع اطلاعاتي» را براي آنان دارد.
فلاش بك دوم: «نازنين افشين جم» يكي از روسپي هاي شناسنامه دار جهان است! او پس از آنكه در سال 2003 به عنوان «دختر شايسته كانادا» برگزيده شد، در مسابقات «ميس ورلد» كه در شهر سانيا در كشور چين برگزار مي شود نيز شركت كرد و به لقب «دومين دختر شايسته جهان» دست يافت. در پروتكل اين مسابقات، «زيبايي و اندام سكسي» و «استعداد تحريك جنسي بينندگان» از شاخصه هاي دريافت لقب «دختر شايسته» است. تا سه سال پيش، وي تنها به عنوان يك «مانكن» شناخته مي شد، اما به تازگي از سوي سلطنت طلبان و آمريكا عنوان «فعال حقوق بشر» را نيز كسب كرده است! يكي از افتخارات وي، سرويس دهي به پسمانده هاي دودمان بر باد رفته پهلوي دوم، از جمله «رضا ربع پهلوي» است. افشين جم روابط نزديكي با «شيرين عبادي» و دختركان «كمپين يك ميليون امضا» دارد و به تازگي نيز همراه «دالايي لاما» به حاميان «جنبش سبز» آقايان «ميرحسين موسوي» و «محمد خاتمي» پيوسته است.
فلاش بك سوم: از ابتداي سال 1388 كه احزاب موسوم به اصلاح طلب ليست حاميان خود را منتشر مي كردند، «روزنامه كيهان» بارها در اخبار و نوشتارهاي خود به اصلاح طلبان و مردم خاطرنشان كرد كه در اين ليست ها نام كساني چون «ملكه هيپي هاي عصر پهلوي»، پسمانده هاي سلطنت طلبان و كارگزاران «كودتاهاي مخملي» به چشم مي خورد؛ گرچه اين افشاگري ها با فرافكني هاي مستمر حاميان موسوي و خاتمي مواجه مي گشت. براي نمونه، در صدر ليست هنرمندان حامي «ميرحسين موسوي» نام هايي مانند «پرويز تناولي» (كه كارش ساخت مجسمه هاي اروتيكال براي كاخ هاي شاه بود)، «مهناز الف» (ملكه هيپي هاي مورد حمايت فرح پهلوي)، «فرح اصولي» و «فريده لاشايي» (هنرمندان سلطنت طلب)، «احسان نراقي» (مشاور محمدرضا پهلوي و رفيق هويدا) قرار داشتند و روزنامه «كلمه سبز» به عنوان ارگان رسانه اي «ميرحسين موسوي» بارها از آنان ستايش كرد.
فرجام سياه: نسبت جنبشي كه دم از «معنويت» و «عقلانيت» مي زند با جاسوسان و فواحش چيست؟ چرا فرجام اين رنگ «سبز» كه بانيان آن (ميرحسين موسوي و محمد خاتمي) شعار «پيروي از خط امام خميني(ره)» مي دادند، فرجامي سياه شده است؟! هويت يك جنبش به رنگ آن نيست، بلكه به ماهيت آن است. آيا شخصيت ها و جوانان حامي موسوي مي دانستند كه آن «شال سبز»، شالي كه منقوش به نام مبارك حضرت «فاطمه زهرا»(س) بود، تنها يك طعمه براي فريب مردم به قصد كسب قدرت است؟ آن رنگ سبز، اكنون در دستان جاسوسان و فواحش است و كساني چون «شيرين نشاط» (دختر سرلشكر نشاط، از كارگزاران نظامي عصر پهلوي) و «شهره آغداشلو» (بازيگر- مانكن بهايي و فراري) در زمره «سبزپوشان» درآمده اند.
اين عكس ها، فرياد مي زنند كه «جنبش سبز» به «كاخ سفيد» ختم مي شود و البته راهي هم به هرزه خانه هاي غرب دارد. در اين قاب ها، در اين نماها، در اين تصاوير، نشاني از «عقلانيت» و «معنويت» نيست، بلكه چهره هاي سياهي نمايان هستند كه آدمي را به ياد «جهنم» مي اندازند

نوشته شده در سیاست, سبزها | برچسب‌ها: , , , , , , , , , | بیان دیدگاه »

ما را ز جنبش خس و خاشاک باک نيست

نوشته‌شده به دست faryadestan در اکتبر 13, 2009

چشم زخم:

از حلقه هایمان به  در افتاد رازها

با قیل وقال بی ثمر عشقبازها

دوشید فتنه ای شتران دو ساله را

بر دوششان نهاد به بازی جهازها

شوخی شده ست و عشوه نماز شیوخ شهر

رحمت به بی نمازی ما بی نمازها

خیل پیاده ایم، کجا بازگو کنیم؟

رنجی که برده ایم ز شطرنج بازها

ماییم و زخم خنجر و دست برادران

ماییم و میزبانی این ترکتازها

در پیش چشم کوخ نشینان غریب نیست

از کاه، کوه ساختنِ کاخ سازها

قرآن به نیزه رفت…خدايا مخواه باز

بر نیزه ها طلوع سر سرفرازها

در گنبد کبود زمان ما کبوتران

بستیم چشم و بسته نشد چشمِ بازها

ما را ز جنبش خس و خاشاک باک نيست

بر خاکمان مباد هجوم گرازها

4803_109014960131_107854310131_3314377_6308641_n

قبل التحریر :« بعضی‌ها در فضای فتنه، اين جمله‌ی « كن فی الفتنه كابن اللبون لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب » را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار ! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچ وجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده كند ؛ از هيچ راه. « لا ظهر فيركب و لا ضرع فیحلب » ؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود… خب، اين كنار كشيدن، خودش همان ضرعی است كه یُحلب؛ همان ظهری است كه يُركب! گاهی سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستی روشنگری كنند؛ همه بايستی بصيرت داشته باشند. » (آقا. در دیدار خبرگان)

نوشته شده در سبزها | برچسب‌ها: , , , , , , | بیان دیدگاه »

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.